محمد تقي جعفري

129

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

7 - آيا علت از نظر هستى و هويت با عظمتتر از معلول خويش است ؟ هر سبب بالاتر آمد از اثر سنگ و آهن فائق آمد بر شرر ( 1 ) اين مسئله كه آيا علت از معلول خود قوىتر و عالىتر است يا نه ؟ با جنبه هاى مختلف ممكن است مورد بررسى واقع شود : 1 - با نظر به دو مفهوم علت و معلول كه يكى صادر كننده و ديگرى صادر شده است ، از ديدگاه معمولى چنان است كه جلال الدين در بيت فوق اشاره كرده است . عموما علت يك شىء كه به وجود آورندهء فاعلى يا مادى و يا غايى و يا صورى آن است ، همواره با عظمتتر و عالىتر تلقى مىشود . ولى اين گونه نظريات سطحى در جهان بينىهاى دقيق نه تنها مفيد نيست ، بلكه مىتواند از عوامل مانع از نفوذ انديشه در جهانى بوده باشد كه مورد بررسى انديشمند قرار گرفته است . 2 - ممكن است بعضى از متفكرين با نظر به تقدم علت و دارا بودن آن به وجود معلول به مسئلهء مورد بحث استدلال كنند و بگويند : بدان جهت كه علت يك شىء تقدمى به معلول خود در سلسلهء وجود دارد ، و همچنين بدان جهت كه علت داراى آن خصوصيت است كه به عنوان معلول بيكى از حلقه هاى سلسله عالم هستى مىافزايد ، لذا علت عالىتر و بالاتر از معلول است . اين استدلال به هيچ وجه صحيح نيست ، زيرا چنان كه در مباحث پيشين اشاره كرديم ، علت و معلول دو مفهوم انتزاعى از جريان موجود متعين خارجى در موقعيتهاى متفاوت است كه مسئلهء خواص موجود در حال ارتباط با اشياء ديگر صورت مىگيرد . به توضيح اين كه آن چه كه در جهان واقعى مىگذرد ، استناد رويدادها به يك ديگر از قسم چند از چند است ، نه يك از يك و نه يك از چند و نه چند از يك . زيرا چنان كه در مباحث پيشين در تفسير قاعدهء -

--> ( 1 ) دفتر سوم ، ص 109 بيت 19 . .